+ - x
 » از همین شاعر
1 انتخاب
2 سکوت سرد و سیاه
3 اعتماد
4 همسفر درد
5 بیا ای هموطن از هم شویم ما
6 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
7 چرا
8 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
9 دیریست که من گمشده در راه توستم
10 چی کنم تا که ز هر چیز دل آزاد شود

 » بیشتر بخوانید...
 مستی سلامت می کند پنهان پیامت می کند
 انتخاب
 از پی شمس حق و دین دیده گریان ما
 این طرف و آن طرف
 بار دگر جانب یار آمدیم
 مرور یک گرداب
 بيا که مست و مدهوشت شوم يار
 من اگر پرغم اگر خندانم
 وهم راحت صید الفت کرد مجنون مرا
 آن سفره بیار و در میان نه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیگر ز عشق و وسوسه دلسرد گشته ام
در باغ عاشقی چو گل زرد گشته ام

از بس دمید خون حقارت به جسم من
بر روی جاده ها چو خس و گرد گشته ام

نشنیده رفت حرف دلم را برای چی؟
مانند اینکه عاشق نامرد گشته ام

از عشق و دوستی که به هم داشتیم ما
معلوم شد که همسفر درد گشته ام


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *