+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
2 سرنوشت واژگون
3 همسفر درد
4 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
5 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود
6 طعنۀ خنده
7 قتل عام
8 شاعر کنار پنجره تنها نشسته بود
9 دیریست که من گمشده در راه توستم
10 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست

 » بیشتر بخوانید...
 چو دید آن طره کافر مسلمان شد مسلمانی
 چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
 ای برده اختیارم تو اختیار مایی
 در وصالت چرا بیاموزم
 یک شعر بی شرمانه عاشقانه
 یا تو ترش کرده رو مایه ده شکران
 ای توبه ام شکسته از تو کجا گریزم
 آینگی
 کاکلت را شانه کردی عالمی ديوانه شد
 چه پرسی از نماز عاشقانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیگر دلم ز درد تو لبریز گشته است
روحم به خدا خسته ز هر چیز گشته است

همبسترم شده همه رنج و سکوت و درد
فصل بهار زنده گی پاییز گشته است

از بس که داد طعنۀ بی عزتی، دلم-
با انتخاب خویش گلاویز گشته است

پای امید کوته شد از کوچه های عیش
آغوش عشق سرد و غم انگیز گشته است

1390/1/3


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *