+ - x
 » از همین شاعر
1 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
2 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
3 خیانت کردی اما...
4 اعتماد
5 قتل عام
6 چی کنم تا که ز هر چیز دل آزاد شود
7 شاعر کنار پنجره تنها نشسته بود
8 سرنوشت واژگون
9 سکوت سرد و سیاه
10 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی تو شراب لامکان را
 در پیکر من سیخ و جگر می روید
 گر می نکند لبم بیانت
 هر سبزه که برکنار جوئی رسته است
 ایه یا اهل الفرادیس اقرا منشورنا
 کور خواندی
 فرار
 دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس
 ای جان و جهان آخر از روی نکوکاری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گر درد ما یکیست چرا ما نمیشویم
از تو و من بریده و یکجا نمیشویم

خاری چو میخلد به یکی زخم میخوریم
بر زخم های سینه مداوا نمیشویم

برموج های تکه تکه خیره میشویم
حسرت خور یکرنگی دریا نمیشویم

فریاد های ما همه اش در گلو شکست
تاکی؟چرا؟سکوت...و آوا نمیشویم

این زخم های سینه که ناسور گشته اند
بر قلب های تشنه تسلی نمیشویم

چشم وطن به رۀ اتحاد ماست
ای هموطن! چرا من و تو ما نمیشویم

1391/5/21


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *