+ - x
 » از همین شاعر
1 عشق چیست؟
2 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
3 خداحافظ گل سوری
4 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
5 سفر بخير برو
6 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
7 آزادی
8 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
9 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
10 دو رباعی

 » بیشتر بخوانید...
 ای پرده در پرده بنگر که چه ها کردی
 یک حمله و یک حمله کمد شب و تاریکی
 بشنو تو برتری
 فرقی نمانده روز غم و شام عید را
 كه سرنوشت حنا داشت خون من به كف ات
 بیار آن که قرین را سوی قرین کشدا
 در چمن آیید و بربندید دید
  چشمه
 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم
 سی و دوم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نیمه شب بود و ساربان بزرگ
پهره می داد كاروانش را
كاروان از لجاجت شب دوش
دیده می بست ساربانش را
فرصتی رفت و دست هایی چند
كار آن قوم زار می كردند
ساربان خواب و كاروان در خون
لحظه ها انتحار می كردند.

كابل – 11 حمل 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *