+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
2 خداحافظ گل سوری
3 سفر بخير برو
4 مادر
5 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
6 آزادی
7 در انتحار لحظه ها
8 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
9 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
10 ناودانها

 » بیشتر بخوانید...
 نمی دزدد کس از لذات کاهش آفرین خود را
 تو جانا بی وصالش در چه کاری
 کاری نداریم ای پدر جز خدمت ساقی خود
 حداء الحادی صباحا بهواکم فاتینا
 مرا عاشق چنان باید که هر باری که برخیزد
 هزار مرد به پای تو جان سپردند و....
 در بياض چشم خود تصوير شيرين می کشم
 تصویر گلابی حیا
 سفینۀ بازگشت
 من بی می ناب زیستن نتوانم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

حروف قصه ی سبز شكوفه كاری عشق!
جرس شكسته فضای خیال كوچه ی دل
به انتظار هجوم نسیم فصل شماست
هوای خاطر این خسته رهگذر كنید
چراغ معجزه ی آتش سترگ مرا
- دل بزرگ مرا-
به انتظار فروغ دگر ز شعر دگر
امید وار كنید

***

كشان كشانم از این تنگنا برون آرید
به عاشقانه ترین شیوه ام شكار كنید

***

اسیر پنجه ی سرما سكوتی ام منهید
ستارگان مقدس
مرا بهار كنید.

6 سرطان 1363 كابل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *