+ - x
 » از همین شاعر
1 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
2 مادر
3 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
4 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
5 در انتحار لحظه ها
6 ناودانها
7 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
8 انتظار
9 با یاد چشمهای تو
10 درخت

 » بیشتر بخوانید...
 ای یوسف آخر سوی این یعقوب نابینا بیا
 غزل آخرین انزوا
 دم به دم از ره دل پیک خیالش رسدم
 مهتاب برآمد کلک از گور برآمد
 دوش چه خورده ای دلا راست بگو نهان مکن
 ای ستاره ها
 آزادی
 برو برو که به بز لایق است بزغاله
 عقبه ای دیگر نباشد روح از تن رسته را
 بسوزانیم سودا و جنون را

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

حروف قصه ی سبز شكوفه كاری عشق!
جرس شكسته فضای خیال كوچه ی دل
به انتظار هجوم نسیم فصل شماست
هوای خاطر این خسته رهگذر كنید
چراغ معجزه ی آتش سترگ مرا
- دل بزرگ مرا-
به انتظار فروغ دگر ز شعر دگر
امید وار كنید

***

كشان كشانم از این تنگنا برون آرید
به عاشقانه ترین شیوه ام شكار كنید

***

اسیر پنجه ی سرما سكوتی ام منهید
ستارگان مقدس
مرا بهار كنید.

6 سرطان 1363 كابل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *