+ - x
 » از همین شاعر
1 ملت من
2 مادر
3 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
4 خداحافظ گل سوری
5 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
6 خیال من یقین من
7 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
8 ناودانها
9 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند
10 درخت

 » بیشتر بخوانید...
 تو نيز همچو من اين نکته را شنو ز رباب
 بار دگر آمدیم تا شود اقبال شاد
 گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
 برسید لک لک جان که بهار شد کجایی
 در خيال طره اش چون مار پيچانم بخواب
 گر جام سپهر زهرپیماست
 ای فروغ ماه حسن از روی رخشان شما
 جوانمردی که دل با خویشتن بست
 برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست
 ای باغ همی دانی کز باد کی رقصانی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

حروف قصه ی سبز شكوفه كاری عشق!
جرس شكسته فضای خیال كوچه ی دل
به انتظار هجوم نسیم فصل شماست
هوای خاطر این خسته رهگذر كنید
چراغ معجزه ی آتش سترگ مرا
- دل بزرگ مرا-
به انتظار فروغ دگر ز شعر دگر
امید وار كنید

***

كشان كشانم از این تنگنا برون آرید
به عاشقانه ترین شیوه ام شكار كنید

***

اسیر پنجه ی سرما سكوتی ام منهید
ستارگان مقدس
مرا بهار كنید.

6 سرطان 1363 كابل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *