+ - x
 » از همین شاعر
1 من آن موج گرانبارم كه در دامن نمی گنجم
2 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
3 انتظار
4 دریا
5 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
6 به هوای تازه ماند غزل من و غم من
7 سفر بخير برو
8 ناودانها
9 دو رباعی
10 کسی از بستر گلهای سرخ آواز مى خواند

 » بیشتر بخوانید...
 کریما تو گلی یا جمله قندی
 تا چند زنی بر من ز انکار تو خار آخر
 ای جهان آب و گل تا من تو را بشناختم
 نهان شدند معانی ز یار بی معنی
 که شکیبد ز تو ای جان که جگرگوشه جانی
 اجاق سرد انزوا
 دلی چون صحبت گل می پذیرد
 سپاس آن عدمی را که هست ما بربود
 بربند دهان از نان کمد شکر روزه
 صبح آمد و صحیفه مصقول بر کشید

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

حروف قصه ی سبز شكوفه كاری عشق!
جرس شكسته فضای خیال كوچه ی دل
به انتظار هجوم نسیم فصل شماست
هوای خاطر این خسته رهگذر كنید
چراغ معجزه ی آتش سترگ مرا
- دل بزرگ مرا-
به انتظار فروغ دگر ز شعر دگر
امید وار كنید

***

كشان كشانم از این تنگنا برون آرید
به عاشقانه ترین شیوه ام شكار كنید

***

اسیر پنجه ی سرما سكوتی ام منهید
ستارگان مقدس
مرا بهار كنید.

6 سرطان 1363 كابل


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *