+ - x
 » از همین شاعر
1 رشته ی امید
2 طرح ناز
3 لعل جان بخش
4 نرگس مستانه
5 ظرف استغنا
6 حیرت پرست
7 خاکستر پروانه
8 شور نوا
9 رنگ آرزو
10 دام مهرویان

 » بیشتر بخوانید...
 صبح چو آفتاب زد رایت روشناییی
 ما نعره به شب زنیم و خاموش
 نُه فلک مر عاشقان را بنده باد
 زهی لواء و علم لا اله الا الله
 ای دو چشمت جاودان را نکته ها آموخته
 ناموس مکن پیش آ ای عاشق بیچاره
 شطرنج
 ای روی تو نوبهار خندان
 در انتحار لحظه ها

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

لشکر مژگان

عارضش از طرح خط جوش بهار آورده است
گل زسامان طراوت مشک بار آورده است

ناز نینی های حسنش نازم از ایجاد خط
جوهری از گل به رنگ اعتبار آورده است

شد گلستانش ز موج سنبلِ تر عطر بیز
از ختن گویی لبش مشک تتار آورده است

انقلاب نرگسش نازم
به عزم صید دل
لشکر مژگان به خویش آن دل شکار آورده است

بیستونی نیست بر حالم ندارد ما تمی
درد این بسمل به نالش کوهسار آورده است

اظطراب آهنگیم تعبیر کم ظرفی مباد
عشق شور انگیز دل را بی قرار آورده است

از بهار خط شنیدم حسن می گردد خزان
اجتماع آن دو فصلم بس فشار آورده است

تهمت بی طاقتی هایم مباد این ساز و برگ
بر سر رشته هر آنچه آورده
است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *