+ - x
 » از همین شاعر
1 خداحافظ گل سوری
2 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
3 سفر بخير برو
4 پارسی
5 دو رباعی
6 خلوتی كو كه خیالات تو آنجا ببرم
7 مادر
8 در انتحار لحظه ها
9 ناودانها
10 انتظار

 » بیشتر بخوانید...
 تنی داری بسان خرمن گل
 غزل بزرگ
 ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
 کیست در این شهر که او مست نیست؟
 ناآشتی
 دوش من پیغام کردم سوی تو استاره را
 خلق
 ای چنگیان غیبی از راه خوش نوایی
 به هر كجا بروی دیگری! غریبه تری!

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲

جهنمی كه درآن دست های عاشق من
درخت آتش را
ز پنك نورس گلبته های آزادی
چراغ می بندد
بهار، خانه ی فردای انتظار منست
و نوده نوده ی آن
غریق رحمت انفاس لطف بارانیست
كه از صداقت عهد تو فصل می گیرد

پل علم 24 – اسد 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *