+ - x
 » از همین شاعر
1 انتظار
2 گریبان گیر جان خویشم از بسیار تنهایی
3 من و دریچه ی من
4 دریای عشق و موج گهرزاست پارسی
5 تو چه موجود خدايی، تو چه دردی چه دوايی
6 آزادی
7 پارسی
8 گر فریبد مردم چشمم بیاری بارها
9 اگر می شد که دردم را برايت گريه می کردم
10 خیال من یقین من

 » بیشتر بخوانید...
 دلا نزد کسی بنشین که او از دل خبر دارد
 با گیج ها در توکیو
 ربود عقل و دلم را جمال آن عربی
 گل سرخ غربت
 ای دریغا در این خانه دمی بگشودی
 لبخند در سکوت تو در بند می شود
 کسی کو را بود در طبع سستی
 ایها النور فی الفاد تعال
 بیرون از عریانی
 سحر ز هاتف غیبم رسید مژده به گوش

۳.۰
امتیاز: ۳.۰ | مجموع آراء: ۲

جهنمی كه درآن دست های عاشق من
درخت آتش را
ز پنك نورس گلبته های آزادی
چراغ می بندد
بهار، خانه ی فردای انتظار منست
و نوده نوده ی آن
غریق رحمت انفاس لطف بارانیست
كه از صداقت عهد تو فصل می گیرد

پل علم 24 – اسد 1363


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *