+ - x
 » از همین شاعر
1 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
2 شاعر کنار پنجره تنها نشسته بود
3 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود
4 آرزوی رفته
5 همسفر درد
6 اعتماد
7 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
8 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
9 سکوت سرد و سیاه
10 سرنوشت واژگون

 » بیشتر بخوانید...
 دل از امید، خم از می، لب از ترانه تهیست
 تا،دل ازنام تو،بامن دم زند
 زندگانی صدر عالی باد
 در خانه نشسته بت عیار کی دارد؟
 عشق چیست؟
 در آغوشت شبی گر خفته باشم
 هزار جان مقدس فدای روی تو باد
 ز بامداد سعادت سه بوسه داد مرا
 کو خر من کو خر من پار بمرد آن خر من
 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

وقتی میان فاجعه و درد میشوی
از آدم و حوا همه دلسرد میشوی

وقتی که بشنوی تو صدای شکستنت
بی قدر تر ز خاک و خس و گرد میشوی

وقتی کنار پنجره تنها بمانی بعد
پیش نگاۀ خود سگ ولگرد میشوی

تابوت درد را چو بگیری به دوش خم
دیگر ز حس و عاطفه دلسرد میشوی

وقتی که زخم میخوری از یاد بی کسی
معشوقۀ عزیز غم و درد میشود

وقتی که بوی مردن دل را تو بشنوی
روی مزار خود چو گل زرد میشوی

1389


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *