+ - x
 » از همین شاعر
1 مرگ
2 فقط و فقط تو را
3 قاصدک ها
4 حافظه
5 می لغزد
6 عریان
7 زمان
8 شعری که نخواستی مال تو باشد
9 تعادل
10 رقص چوب ها

 » بیشتر بخوانید...
 به غیر از آن که بشد دین و دانش از دستم
 سماع از بهر جان بی قرارست
 بار دگر از راه سوی چاه رسیدیم
 دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد
 راز
 جای دگر بوده ای زانک تهی روده ای
 ای دوست خدا حافظ
 گفتی که: « در چه کاری؟ » با تو چه کار ماند؟
 از راهبی ز دير ز ناقوس شد بگوش
 زاهد اگر ز کوی تو يکبار بگذرد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

داغ تو را به هوای حجرالاسود
شامی هزار خیال سفید پوش
بر دلم دست می کشد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *