+ - x
 » از همین شاعر
1 شاعران راست می گویند
2 بیرون از عریانی
3 ماسک
4 تعادل
5 تمام روز، تمام شب
6 قاصدک ها
7 اشک
8 سه کنجی اتاق
9 می لغزد
10 حافظه

 » بیشتر بخوانید...
 آوخ آوخ چو من وفاداری
 در سرای مغان رفته بود و آب زده
 فساد عصر حاضر آشکار است
 عطش
 بیا ای یار کامروز آن مایی
 عشق را با گفت و با ایما چه کار
 خير خدايا دلم زنگ خطر می زند
 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
 الا یا ساقیا انی لظمن و مشتاق
 نبشتست خدا گرد چهره دلدار

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حافظه ی دستانم دروغ می گوید. حافظه ی لبانم، احمق است. حافظه ها همه دروغ می گویند.

روح مادرم، بنیامین، پدرم دروغ می گویند.

تمام نیکتایی های ابریشمی دروغ می گویند. قبر طویل دروغ می گوید. عطر شانِل بُلو، دروغ می گوید.

فرامرز و زنی که سیب آورد، دروغ می گویند. کوچه ی پر لوش دروغ می گوید.

کوه، انگور، آش دروغ می گویند. طناب ها، طناب های رنگی دروغ می گویند.

آسمان آبی دروغ می گوید. بالکن، میز با چار چوکی اش، دروغ می گوید.

کتاب های افسانه، دروغ می گویند. رستوران ها دروغ می گویند. یخچال دروغ می گوید.

لیف آویزان بر شاور، دروغ می گوید. سطل های سرخ دروغ می گویند. چپلی های تر دروغ می گویند.

من دروغ می گویم. تو دروغ می گویی. زندگی دروغ می گوید.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *