+ - x
 » از همین شاعر
1 خیانت کردی اما...
2 باش خوشدل که دگر بار بهاران آمد
3 وقتی میان فاجعه و درد میشوی
4 دیریست که من گمشده در راه توستم
5 بیا ای هموطن از هم شویم ما
6 چرا
7 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
8 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
9 آرزوی رفته
10 همسفر درد

 » بیشتر بخوانید...
 عشق است دلاور و فدایی
 ای آن که بر اسب بقا از دیر فانی می روی
 اینک آن جویی که چرخ سبز را گردان کند
 عید بگذشت و همه خلق سوی کار شدند
 بنفشه زلف من ای سر و قد نسرین تن
 چند دویدم سوی افندی
 بوسه ای داد مرا دلبر عیار و برفت
 آتش پریر گفت نهانی به گوش دود
 سی ام
 نگرید مرد از رنج و غم و درد

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
می کنم دل از تمام خاطرات پر ز درد

می روم اما کسی یک قطره آبی هم نریخت
نه امید بازگشت من به ذهنی، قدر گرد

می روم تادفن گردانم امید خسته را
گل بریزم روی قبرش چون خزان از رنگ زرد

می روم تا شاد باشی در کنار دیگران
تا نگویی زندگی با من شده یک بار درد

***

میروم ای دل امید بازگشت از سر بکش
یادت است این بخت بد با ما چه کرد؟

1391.6.6


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *