+ - x
 » از همین شاعر
1 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
2 شاعر کنار پنجره تنها نشسته بود
3 چرا
4 بیا ای هموطن از هم شویم ما
5 طعنۀ خنده
6 سکوت سرد و سیاه
7 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
8 قتل عام
9 باش خوشدل که دگر بار بهاران آمد
10 دیریست که من گمشده در راه توستم

 » بیشتر بخوانید...
 تا بر لب من آه شرر باری هست
 عشق تو خواند مرا کز من چه می گذری
 آب زنید راه را هین كه نگار می رسد
 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
 سؤالی دارم ای خواجه خدایی
 چیدمان دانه ها
 ویرانه های یاد تو را گریه می کنم
 ای سنجق نصرالله وی مشعله یاسین
 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
 از برای تو

۱.۰
امتیاز: ۱.۰ | مجموع آراء: ۱

می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
می کنم دل از تمام خاطرات پر ز درد

می روم اما کسی یک قطره آبی هم نریخت
نه امید بازگشت من به ذهنی، قدر گرد

می روم تادفن گردانم امید خسته را
گل بریزم روی قبرش چون خزان از رنگ زرد

می روم تا شاد باشی در کنار دیگران
تا نگویی زندگی با من شده یک بار درد

***

میروم ای دل امید بازگشت از سر بکش
یادت است این بخت بد با ما چه کرد؟

1391.6.6


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *