+ - x
 » از همین شاعر
1 انتخاب
2 دیدی! زمانه خلوت ما را ز هم گسست
3 ای یار بی تو زندگی عادت نمی شود
4 باش خوشدل که دگر بار بهاران آمد
5 خیانت کردی اما...
6 قتل عام
7 آرزوی رفته
8 زنده گی بهر دلم لکّۀ بد نام شده
9 چی کنم تا که ز هر چیز دل آزاد شود
10 وقتی میان فاجعه و درد میشوی

 » بیشتر بخوانید...
 خوش بحال ما که ما را این در و دیوار هست
 چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
 نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
 جرم رهی دوستی روی تست
 طال ما بتنا بلاکم یا کرامی و شتنا
 یا ملک المغرب والمشرق
 طبیب درد بی درمان کدامست
 نی تو گفتی از جفای آن جفاگر نشکنم
 زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
 این طریق دارهم یا سندی و سیدی

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۱

ببین آخر چسان در خود شکستم
در دنیا به روی خویش بستم

شکستی قصر امید مرا تو
خیانت کردی اما روی در رو

از آن عشقی که بین هردومان بود
چرا سهمم فقط زخم زبان بود؟

چقدر از هم بپاشد تارو پودم؟
چرا در خاک گردد هست و بودم؟

چرا طعن زمانه تکه ام کرد؟
نمک پاشید روی زخم و هر درد

***

خدایا نوبت لطف تو کی است؟
شود روزی که درب درد را بست؟


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

KN:

:-)




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *