+ - x
 » از همین شاعر
1 گل بی رخ یار خوش نباشد
2 روشن از پرتو رویت نظری نیست که نیست
3 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
4 خدا را کم نشین با خرقه پوشان
5 ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
6 ساقیا برخیز و درده جام را
7 درد ما را نیست درمان الغیاث
8 گر می فروش حاجت رندان روا کند
9 زان می عشق کز او پخته شود هر خامی
10 دلی که غیب نمای است و جام جم دارد

 » بیشتر بخوانید...
 هی چه گریزی چندین یک نفس این جا بنشین
 ناآشتی
 دو هزار عهد کردم که سر جنون نخارم
 مستی و عاشقانه می گویی
 رموز وادی ايمن بياموز
 چشم پرنور که مست نظر جانانست
 ای ز هجرانت زمین و آسمان بگریسته
 که خرمن دو جهان يکجو ز خوشهء من
 آخر سوب نیست...
 قصه یی برای کودکم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ترسم که اشک در غم ما پرده در شود
وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
گویند سنگ لعل شود در مقام صبر
آری شود ولیک به خون جگر شود
خواهم شدن به میکده گریان و دادخواه
کز دست غم خلاص من آن جا مگر شود
از هر کرانه تیر دعا کرده ام روان
باشد کز آن میانه یکی کارگر شود
ای جان حدیث ما بر دلدار بازگو
لیکن چنان مگو که صبا را خبر شود
از کیمیای مهر تو زر گشت روی من
آری به یمن لطف شما خاک زر شود
در تنگنای حیرتم از نخوت رقیب
یا رب مباد آن که گدا معتبر شود
بس نکته غیر حسن بباید که تا کسی
مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
این سرکشی که کنگره کاخ وصل راست
سرها بر آستانه او خاک در شود
حافظ چو نافه سر زلفش به دست توست
دم درکش ار نه باد صبا را خبر شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *