+ - x
 » از همین شاعر
1 روضه خلد برین خلوت درویشان است
2 وقت را غنیمت دان آن قدر که بتوانی
3 ای صبا نکهتی از کوی فلانی به من آر
4 به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش
5 از من جدا مشو که توام نور دیده ای
6 صبا وقت سحر بویی ز زلف یار می آورد
7 صبا تو نکهت آن زلف مشک بو داری
8 از سر کوی تو هر کو به ملالت برود
9 بگذار تا ز شارع میخانه بگذریم
10 ای نور چشم من سخنی هست گوش کن

 » بیشتر بخوانید...
 یا من عجب فتادم یا تو عجب فتادی
 فریاد
 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
 پرسید کسی که ره کدامست
 بیا بشنو که من پیش و پس اسبت چرا گردم
 گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
 سی و سومین نهال
 جمع باشید ای حریفان زانک وقت خواب نیست
 اگر مرا تو نخواهی دلم تو را خواهد
 ندیده است كه چشمم سیاهچال شده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

چو دست بر سر زلفش زنم به تاب رود
ور آشتی طلبم با سر عتاب رود
چو ماه نو ره بیچارگان نظاره
زند به گوشه ابرو و در نقاب رود
شب شراب خرابم کند به بیداری
وگر به روز شکایت کنم به خواب رود
طریق عشق پرآشوب و فتنه است ای دل
بیفتد آن که در این راه با شتاب رود
گدایی در جانان به سلطنت مفروش
کسی ز سایه این در به آفتاب رود
سواد نامه موی سیاه چون طی شد
بیاض کم نشود گر صد انتخاب رود
حباب را چو فتد باد نخوت اندر سر
کلاه داریش اندر سر شراب رود
حجاب راه تویی حافظ از میان برخیز
خوشا کسی که در این راه بی حجاب رود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *