+ - x
 » از همین شاعر
1 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
2 یا رب این نوگل خندان که سپردی به منش
3 مرا عهدیست با جانان که تا جان در بدن دارم
4 سلامی چو بوی خوش آشنایی
5 ساقی به نور باده برافروز جام ما
6 باغبان گر پنج روزی صحبت گل بایدش
7 خیال نقش تو در کارگاه دیده کشیدم
8 به جان پیر خرابات و حق صحبت او
9 خمی که ابروی شوخ تو در کمان انداخت
10 فاش می گویم و از گفته خود دلشادم

 » بیشتر بخوانید...
 باز می بیند لبانم خالی از سیگار نیست
 هرشب هوای كوچه ی دلدار میكنم
 بنگر ز صبا دامن گل چاک شده
 سمن بویان غبار غم چو بنشینند بنشانند
 ببستی چشم یعنی وقت خوابست
 بیا کز عشق تو دیوانه گشتم
 از بهر چه در غم و زحیرید
 یا رب چه یار دارم شیرین شکار دارم
 در فروبند که ما عاشق این انجمنیم
 بر تارکم اين ترک نمد ترک جهان است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

از دیده خون دل همه بر روی ما رود
بر روی ما ز دیده چه گویم چه ها رود
ما در درون سینه هوایی نهفته ایم
بر باد اگر رود دل ما زان هوا رود
خورشید خاوری کند از رشک جامه چاک
گر ماه مهرپرور من در قبا رود
بر خاک راه یار نهادیم روی خویش
بر روی ما رواست اگر آشنا رود
سیل است آب دیده و هر کس که بگذرد
گر خود دلش ز سنگ بود هم ز جا رود
ما را به آب دیده شب و روز ماجراست
زان رهگذر که بر سر کویش چرا رود
حافظ به کوی میکده دایم به صدق دل
چون صوفیان صومعه دار از صفا رود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *