+ - x
 » از همین شاعر
1 اگر یک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
2 تو را از آب می گیرم تو را از بین ماهی ها
3 نرسیدی که مرا در قدمت خاک کنی
4 دیوانه تا نمُرد ازت چشم بر نداشت
5 بعدِ ما هم روز است و روزگاری، می رسد
6 مست ها دروغ نمی گویند
7 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
8 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
9 نیستی، مریم! ببینی چشم های ساده را
10 یک چهرۀ جدید... و حالا به زیر خاک

 » بیشتر بخوانید...
 اگر حامد شود محمود
 ای آنک از میانه کران می کنی مکن
 آنکس که زمین و چرخ و افلاک نهاد
 اندرز
 ستم است اگر هوست کشدکه به سیر سرو و سمن درآ
 دلدار من در باغ دی می گشت و می گفت ای چمن
 چون عمر به سر رسد چه شیرین و چه تلخ
 چنان گشتم ز مستی و خرابی
 نازنینم ! مهربانم خوب می دانم
 هر آن که جانب اهل خدا نگه دارد

۴.۷
امتیاز: ۴.۷ | مجموع آراء: ۳

حرفی میان ما شد و اما به دل نگیر
این اشتباه کوچک ما را به دل نگیر

قربان چشم های تو من، گریه می کنی؟
اندوه را بریز به دریا، به دل نگیر

اصلاً مرا غرور تو دیوانه کرده است
دیوانه را بگیر، بکُش! یا به دل نگیر

چیزی مگر تو از دهن کس شنیده ای؟
خیر است، هر رقم شده حالا به دل نگیر

سر را بمان به شانۀ من هیچ ری نزن
تف کن به روی مردم دنیا، به دل نگیر

مریم! تمام درد دلت را به من بده
غم را بمان به عاشق رسوا، به دل نگیر


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

مسیحا:

زیبا بود




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *