+ - x
 » از همین شاعر
1 مست ها دروغ نمی گویند
2 شبی که چشم تو با چشم من مقابل بود
3 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
4 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
5 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
6 آسمان بالای زلفت سایبان انداخته
7 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
8 اگریک شب خودت را جای این مهتاب بگذاری
9 خط می زنم به هر چه که از تو نشانی است
10 زنده گی چهرۀ غمناک و لطیفی دارد

 » بیشتر بخوانید...
 ماییم و دو چشم و جان خیره
 گر شود زاهد دچار ساز پرجوش رباب
 آن دم که دررباید باد از رخ تو پرده
 تهمینه
 به چه روی پشت آرم به کسی که از گزینی
 سرنوشت رأی
 ای خدایی که چو حاجات به تو برگیرند
 تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
 عبرتی کوتا لب از هذیان به هم دوزد مرا
 خمارم نشکند از جام و مينا زانکه خم خوارم

۵.۰
امتیاز: ۵.۰ | مجموع آراء: ۲

خط می زنم به هرچه که از تو نشانی است
حتا به نام تو که پر از مهربانی است

خط مییزنم به دلقک پیری که مثل من
انبوه زخم های دلش جاودانی است

قسمت به هر کی قدر خودش سهم می دهد
چیزی که مال ما شده، مرگ مجانی است

روزی، برای من پدرم گفت: زنده گی
یک مشت خاطراتِ زمانِ جوانی است

مریم! از این غزل نشود منقلب شوی
این گریه های دایم مرد روانی است

یک روز می رسد سر خاکم گذر کنی
یک شاخه گل بیار که گور فلانی است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *