+ - x
 » از همین شاعر
1 ترسم که از این رابطه، یک بار دلت بد شده باشد
2 سری را سرنوشت از مادری بیرون نیاورده
3 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
4 در تو دو چشم وحشی، یک چهرۀ اناری
5 باز آمدم که فکر ترا آب و گل کنم
6 عاقبت مثل سگی، روی سرک خواهی مرد
7 شب به رسم عادتش در چشمهایت خواب شد
8 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
9 شاعر! سپیدی یی که به روی شقیقه است
10 مست ها دروغ نمی گویند

 » بیشتر بخوانید...
 بنمود وفا از این جا
 ای مبدعی که سگ را بر شیر می فزایی
 منم که گوشه میخانه خانقاه من است
 چه زهرآبی که در پیمانه اوست
 باوفاتر گشت یارم اندکی
 کوچ
 از من از پير مغان و رۀ ميخانه بپرس
 مدارم یک زمان از کار فارغ
 چه آفتاب جمالی که از مجره گشادی
 آزادی اندیشه

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۲۵

می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
هر چه دل بر سر راهست پریشان کرده

دیگر از حوصله و صبر به من حرف نزن
با همه عشق مرا دست و گریبان کرده

کار تو نیست، گلم! ما خودمان می فهمیم
آسمان قسمت ما را زده ویران کرده

ما نباشیم و تو یک روز بدانی، مریم!
چه قدر عاشقکت پشت تو گریان کرده

گفتمت طاقت ناز تو ندارم، گفتی:
می کنم آ نچه نصیب تو خداجان کرده

خیر باشد تو بکن هر چه دلت می خواهد
زنده گی را دل ما صدقۀ جانان کرده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *