+ - x
 » از همین شاعر
1 از گپ که بگذریم سرم چون کدو شده
2 یاد کن یاد از این آدم آزرده رفیق
3 در تو دو چشم وحشی، یک چهره ی اناری
4 زنده گی سایۀ سروی ست که بر آب روان افتاده
5 دل که تصویر تو را ثانیه یی یاد آورد
6 گفتی جهان شبیه تو احمق نداشته
7 از گورها بگیرید اینک سراغ ما را
8 زنده گی به بعضی ها رنگ و بوی شب دارد
9 دل که تصویر تورا ثانیه یی یاد آورد
10 یک زوزه ی وحشتناک از حنجره آورده

 » بیشتر بخوانید...
 من دوستدار روی خوش و موی دلکشم
 خم نیرنگ
 در کوی خرابات مرا عشق کشان کرد
 بدخشانم
 برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
 می روم آهسته آرام از کنار جاده سرد
 سوگیانه
 ستم است اگر هوست کشدکه به سیر سرو و سمن درآ
 آخر سوب نیست...
 کلک مشکین تو روزی که ز ما یاد کند

۴.۳
امتیاز: ۴.۳ | مجموع آراء: ۲۵

می رسی نرم تر از نم نم باران کرده
هر چه دل بر سر راهست پریشان کرده

دیگر از حوصله و صبر به من حرف نزن
با همه عشق مرا دست و گریبان کرده

کار تو نیست، گلم! ما خودمان می فهمیم
آسمان قسمت ما را زده ویران کرده

ما نباشیم و تو یک روز بدانی، مریم!
چه قدر عاشقکت پشت تو گریان کرده

گفتمت طاقت ناز تو ندارم، گفتی:
می کنم آ نچه نصیب تو خداجان کرده

خیر باشد تو بکن هر چه دلت می خواهد
زنده گی را دل ما صدقۀ جانان کرده


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *