+ - x
 » از همین شاعر
1 صبحگاه مراد
2 جرس قافله
3 رشته ی امید
4 اشک گلگون
5 کوچه ی معشوق
6 قانون خموشی
7 همت پولاد
8 رنگ آرزو
9 لشکر مژگان
10 دیوانه می رقصد

 » بیشتر بخوانید...
 خواهیم یارا کامشب نخسپی
 هله رفتیم و گرانی ز جمالت بردیم
 دوبیتی های هزارگی بخش سوم
 بین دو بیداری
 گر گریزی به ملولی ز من سودایی
 ای بکرده رخت عشاقان گرو
 هیچ کس مثل جزیره تنها نیست
 مستدرکات
 راست بودم من زمانی، گشته ام حالا کجک
 چون سوی برادری بپویی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قانون خموشی

باز قانون خموشی نوحه سامان می شود
خامه ذوقم سوآد آمیز جولان می شود

ترجمان زاده طبعم نگردد جز خرد
فهم ناقص را کجا این لفظ بهتان می شود

نیست این کثرت نمایی غیر اثبات و جوب
گر تدقق در طلوع صبح امکان می شود

ششجهت آینه دارد جلوه
یکتای اوست
غفلت اینجا گر فنا شد وصل بنیان می شود

نیست بی سر حقیقت گر می عشق مجاز
" می رسد این قطره هم جاییکه طوفان می شود"

رشته طبعت ساخت عمری با جهان غنچه گی
از نیسم صبر و تمکینت گلستان می شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *