+ - x
 » از همین شاعر
1 حیرت پرست
2 آهنگ عاشقانه
3 لشکر مژگان
4 قانون خموشی
5 حسرت فروش
6 رشته ی امید
7 طرح ناز
8 خاکستر پروانه
9 شور نوا
10 رنگ آرزو

 » بیشتر بخوانید...
 ای دل ز شاه حوران یا قبله صبوران
 چقدر با كلمات درنده ور بروم؟
 سلام ای شهر من ای گریه زار گم شده در مه
 گر از او خواهی خبر می باش از جان بيخبر
 حریف ضرب او مرد تمام است
 بعالم فتنه از چشم سياهش
 شادیی کان از جهان اندر دلت آید مخر
 ای شاد که ما هستیم اندر غم تو جانا
 پیش جوش عفو بی حد تو شاه
 دل آمد و دی به گوش جان گفت

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قانون خموشی

باز قانون خموشی نوحه سامان می شود
خامه ذوقم سوآد آمیز جولان می شود

ترجمان زاده طبعم نگردد جز خرد
فهم ناقص را کجا این لفظ بهتان می شود

نیست این کثرت نمایی غیر اثبات و جوب
گر تدقق در طلوع صبح امکان می شود

ششجهت آینه دارد جلوه
یکتای اوست
غفلت اینجا گر فنا شد وصل بنیان می شود

نیست بی سر حقیقت گر می عشق مجاز
" می رسد این قطره هم جاییکه طوفان می شود"

رشته طبعت ساخت عمری با جهان غنچه گی
از نیسم صبر و تمکینت گلستان می شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *