+ - x
 » از همین شاعر
1 تنگنای زنده گی
2 حیرت پرست
3 کوچه ی معشوق
4 بسمل ناز
5 شور نوا
6 دیوانه می رقصد
7 رشته ی امید
8 دام مهرویان
9 اشک گلگون
10 حسرت فروش

 » بیشتر بخوانید...
 نوازش کن به وصلت یا بکش با خنجر تیزم
 خون شدم، رنگ حنای تو مرا ياد آمد
 تنها
 مرا در دل همی آید که من دل را کنم قربان
 بعد از این دست من و دامن آن سرو بلند
 فصل گل و طرف جویبار و لب کشت
 امروز روز نوبت دیدار دلبرست
 اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
 باغ
 خال سيه که در بر رخسار دلبرست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قانون خموشی

باز قانون خموشی نوحه سامان می شود
خامه ذوقم سوآد آمیز جولان می شود

ترجمان زاده طبعم نگردد جز خرد
فهم ناقص را کجا این لفظ بهتان می شود

نیست این کثرت نمایی غیر اثبات و جوب
گر تدقق در طلوع صبح امکان می شود

ششجهت آینه دارد جلوه
یکتای اوست
غفلت اینجا گر فنا شد وصل بنیان می شود

نیست بی سر حقیقت گر می عشق مجاز
" می رسد این قطره هم جاییکه طوفان می شود"

رشته طبعت ساخت عمری با جهان غنچه گی
از نیسم صبر و تمکینت گلستان می شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *