+ - x
 » از همین شاعر
1 همت پولاد
2 رنگ آرزو
3 لعل جان بخش
4 شور نوا
5 لشکر مژگان
6 خاکستر پروانه
7 صبحگاه مراد
8 آهنگ عاشقانه
9 تنگنای زنده گی
10 دیوانه می رقصد

 » بیشتر بخوانید...
 نزدیک توام مرا مبین دور
 این شکل که من دارم ای خواجه که را مانم
 ای کار من از تو زر ای سیمبر مستان
 هم میهنم ز چیست که همتا نمی شویم
 تویی که بر سر خوبان کشوری چون تاج
 ترانه ی زنان زیبا روی
 مخسب شب که شبی صد هزار جان ارزد
 محبت چیست تاثیر نگاهی است
 مخمورم پرخواره اندازه نمی دانم
 بیا ای غم که تو بس باوفایی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قانون خموشی

باز قانون خموشی نوحه سامان می شود
خامه ذوقم سوآد آمیز جولان می شود

ترجمان زاده طبعم نگردد جز خرد
فهم ناقص را کجا این لفظ بهتان می شود

نیست این کثرت نمایی غیر اثبات و جوب
گر تدقق در طلوع صبح امکان می شود

ششجهت آینه دارد جلوه
یکتای اوست
غفلت اینجا گر فنا شد وصل بنیان می شود

نیست بی سر حقیقت گر می عشق مجاز
" می رسد این قطره هم جاییکه طوفان می شود"

رشته طبعت ساخت عمری با جهان غنچه گی
از نیسم صبر و تمکینت گلستان می شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *