+ - x
 » از همین شاعر
1 جرس قافله
2 رشته ی امید
3 نرگس مستانه
4 شور نوا
5 آهنگ عاشقانه
6 اشک گلگون
7 کوچه ی معشوق
8 قانون خموشی
9 همت پولاد
10 تنگنای زنده گی

 » بیشتر بخوانید...
 ساقی بده پیمانه ای ز آن می که بی خویشم کند
 شبانه
 ساقیا باده گلرنگ بیار
 افسانه تلخ
 مادرم رفته است پیر شود پدرم اندكی جوان مانده ست
 یاران سحر خیزان تا صبح کی دریابد
 از عموهایت
 امروز مرا چه شد چه دانم
 نومید مشو جانا کاومید پدید آمد

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

قانون خموشی

باز قانون خموشی نوحه سامان می شود
خامه ذوقم سوآد آمیز جولان می شود

ترجمان زاده طبعم نگردد جز خرد
فهم ناقص را کجا این لفظ بهتان می شود

نیست این کثرت نمایی غیر اثبات و جوب
گر تدقق در طلوع صبح امکان می شود

ششجهت آینه دارد جلوه
یکتای اوست
غفلت اینجا گر فنا شد وصل بنیان می شود

نیست بی سر حقیقت گر می عشق مجاز
" می رسد این قطره هم جاییکه طوفان می شود"

رشته طبعت ساخت عمری با جهان غنچه گی
از نیسم صبر و تمکینت گلستان می شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *