+ - x
 » از همین شاعر
1 یک بوسه گرفت و برد لب های مرا
2 به باغم لاله شانم، خون بروید
3 مرد مسلمان
4 تا یک نگه بینم ترا یک عمرت ارمان میکنم
5 تو مردِ شهر پندار کجایی
6 شب
7 زعشق آتشین تو به سوز دیگرم امشب
8 مرا « بوسیدنی پیکر » بگویی
9 گلبرگ نسترن
10 باغ ترانه های سمن، گوش گیرمت

 » بیشتر بخوانید...
 شکست دل صدا دارد، ندارد
 چند سالی شد غمش در سینه غِجک می­زند
 از سینه پاک کردم افکار فلسفی را
 بگشای لب شیرین بازار شکر بشکن
 کافرم ار در دو جهان عشق بود خوشتر از این
 در جاده ها رها كن حالا مسافرت را
 گر ز سر عشق او داری خبر
 از بودنی ایدوست چه داری تیمار
 زهی باغ زهی باغ که بشکفت ز بالا
 ای بی تو حیات ها فسرده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

گهی خواهم که برف ناب گردم
به کلفهشنگِ تر، شبتاب گردم
در آغوش تو یک کابل زمستان
میان بازوانت آب گردم


2- دی- 1391


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *