+ - x
 » از همین شاعر
1 سیه چادر مرا پنهان ندارد
2 گلبرگ نسترن
3 ترا بهر ربودن دوست دارم
4 رسوا
5 تشنه
6 تا یک نگه بینم ترا یک عمرت ارمان میکنم
7 نسیمی مژده یی آورده امشب
8 سُهشی
9 تو مردِ شهر پندار کجایی
10 هم میهنم ز چیست که همتا نمی شویم

 » بیشتر بخوانید...
 رميده آرزوهايم ز آغوش
 چو زد فراق تو بر سر مرا به نیرو سنگ
 چرخ فلک با همه کار و کیا
 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
 آن سوی خط
 صد مصر مملکت ز تعدی خراب شد
 چهار شعر بگفتم بگفت نی به از این
 ای طبل رحیل از طرف چرخ شنیده
 برفت یار من و یادگار ماند مرا
 گوید آن دلبر که چون همدل شدی

۴.۵
امتیاز: ۴.۵ | مجموع آراء: ۴

اگر شب پر چکاوک ها نمی شد
ز تو دل بردنم رسوا نمی شد
چه می کردم؟ که پروازم ز شادی
دگر در خانه ی من جا نمی شد

6- دی - 1391


تا کنون ۱ دیدگاه بر این سروده نوشته شده است   پنهان نمودن

احمد محمود امپراطور:

شاعره زیبا بیان قلمت پر رنگ باد و استعداد سبز




 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *