+ - x
 » از همین شاعر
1 بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
2 سحرگاهان که مخمور شبانه
3 گر دست دهد خاک کف پای نگارم
4 منم که دیده به دیدار دوست کردم باز
5 ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
6 جمالت آفتاب هر نظر باد
7 ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
8 گوهر مخزن اسرار همان است که بود
9 روزگاریست که سودای بتان دین من است
10 عیشم مدام است از لعل دلخواه

 » بیشتر بخوانید...
 بیار مطرب بر ما کریم باش کریم
 این بار بمان كه شب درازی بكند
 گر، دمی ، بوس کفت گردد میسر تیغ را
 وقت سحر است خیز ای طرفه پسر
 نحن الی سیدنا راجعون
 بازگشت
 هر روز پری زادی از سوی سراپرده
 ای رخ خندان تو مایه صد گلستان
 من که ستیزه روترم در طلب لقای تو
 سوی خانه خویش آمد عشق آن عاشق نواز

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت
تدبیر ما به دست شراب دوساله بود
آن نافه مراد که می خواستم ز بخت
در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست برده بود خمار غمم سحر
دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون می خورم مدام
روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کو نکاشت مهر و ز خوبی گلی نچید
در رهگذار باد نگهبان لاله بود
بر طرف گلشنم گذر افتاد وقت صبح
آن دم که کار مرغ سحر آه و ناله بود
دیدیم شعر دلکش حافظ به مدح شاه
یک بیت از این قصیده به از صد رساله بود
آن شاه تندحمله که خورشید شیرگیر
پیشش به روز معرکه کمتر غزاله بود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *