+ - x
 » از همین شاعر
1 ظرف استغنا
2 حسرت فروش
3 آهنگ عاشقانه
4 طرح ناز
5 شور نوا
6 تنگنای زنده گی
7 تبسم
8 نرگس مستانه
9 لعل بدخشان
10 لعل بدخشان

 » بیشتر بخوانید...
 با همه بیگانگی ها آشنای کیستم؟
 چند روی بی خبر آخر بنگر به بام
 صفت خدای داری چو به سینه ای درآیی
 فصل وصل
 آمد آمد در میان خوب ختن
 دیدم سحر آن شاه را بر شاهراه هل اتی
 گفتم كه گرد خود خط قرمز كنم،نشد
 شنا كن مسیر رودی را كه از چشم های كوه شروع شد
 گر چه تو نیم شب رسیدستی
 تا یک نگه بینم ترا یک عمرت ارمان میکنم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ظرف استغنا

نخل موزونت بهرجا نازسامان بشگفد
بر تماشایت به صد ها چشم حیران بشگفد

باد دامانت بری یارب ز چنگ ناکسان
غنچه ات را گر گل شهرت به دوران بشگفد

از بلا های زمان باشد خرامت بی گزند
هر کجا سرو رسایت مست جولان بشگفد

ظرف استغنای حسنت باد لبریز نشاط
کوس تحسینت به چرخشگاه کیوان بشگفد

گر حدیث لعل جانبخشت کند ادراک سنگ
موج خون از رشک در قلب بدخشان بشگفد

بشکند مژگان به چشم حاسدت قبل از خرام
از ادا گر جلوه ات یک روز عریان بشگفد

کاش در پای خرامت ای بهار رنگ و بو
گام بر گام تو ما را رشته جان بشگفد

1357


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *