+ - x
 » از همین شاعر
1 شور نوا
2 دیوانه می رقصد
3 رشته ی امید
4 دام مهرویان
5 رنگ آرزو
6 صبحگاه مراد
7 طرح ناز
8 لعل بدخشان
9 قانون خموشی
10 لعل جان بخش

 » بیشتر بخوانید...
 هرچ گویی از بهانه لا نسلم لا نسلم
 ای قاعده مستان در همدگر افتادن
 من سر خم را ببستم باز شد پهلوی خم
 آنسوی شعر
 ای که در کشتن ما هیچ مدارا نکنی
 خواهی گپِ دلم شنوی؟ ناشنیدنی...
 ای چنگ پرده های سپاهانم آرزوست
 خروش خفته
 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
 طعنۀ خنده

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ظرف استغنا

نخل موزونت بهرجا نازسامان بشگفد
بر تماشایت به صد ها چشم حیران بشگفد

باد دامانت بری یارب ز چنگ ناکسان
غنچه ات را گر گل شهرت به دوران بشگفد

از بلا های زمان باشد خرامت بی گزند
هر کجا سرو رسایت مست جولان بشگفد

ظرف استغنای حسنت باد لبریز نشاط
کوس تحسینت به چرخشگاه کیوان بشگفد

گر حدیث لعل جانبخشت کند ادراک سنگ
موج خون از رشک در قلب بدخشان بشگفد

بشکند مژگان به چشم حاسدت قبل از خرام
از ادا گر جلوه ات یک روز عریان بشگفد

کاش در پای خرامت ای بهار رنگ و بو
گام بر گام تو ما را رشته جان بشگفد

1357


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *