+ - x
 » از همین شاعر
1 گر من از سرزنش مدعیان اندیشم
2 سحر با باد می گفتم حدیث آرزومندی
3 بر سر آنم که گر ز دست برآید
4 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق
5 همای اوج سعادت به دام ما افتد
6 بلبل ز شاخ سرو به گلبانگ پهلوی
7 مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
8 ای سرو ناز حسن که خوش می روی به ناز
9 به سر جام جم آن گه نظر توانی کرد
10 دوستان دختر رز توبه ز مستوری کرد

 » بیشتر بخوانید...
 امروز مها خویش ز بیگانه ندانیم
 در روزگار دورۀ آخر زمان رسيد
 تصویر گلابی حیا
 رو ترش کردی مگر دی باده ات گیرا نبود
 جسم و جان با خود نخواهم خانه خمار کو
 هین خیره خیره می نگر اندر رخ صفراییم
 اگر به کوی تو باشد مرا مجال وصول
 تبر
 گنجشک های حوالی این شهر
 ورای پرده جانت دلا خلقان پنهانند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
عالم پیر دگرباره جوان خواهد شد
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
این تطاول که کشید از غم هجران بلبل
تا سراپرده گل نعره زنان خواهد شد
گر ز مسجد به خرابات شدم خرده مگیر
مجلس وعظ دراز است و زمان خواهد شد
ای دل ار عشرت امروز به فردا فکنی
مایه نقد بقا را که ضمان خواهد شد
ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید
از نظر تا شب عید رمضان خواهد شد
گل عزیز است غنیمت شمریدش صحبت
که به باغ آمد از این راه و از آن خواهد شد
مطربا مجلس انس است غزل خوان و سرود
چند گویی که چنین رفت و چنان خواهد شد
حافظ از بهر تو آمد سوی اقلیم وجود
قدمی نه به وداعش که روان خواهد شد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *