+ - x
 » از همین شاعر
1 سوگ سرود ۲
2 ابر سیاه جامه
3 کوچ و غربت
4 هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
5 از آنسوی هستی
6 بیا که بی تو دلم از زمانه میگیرد
7 زمین نخستین
8 در باغ
9 بیخ سوزان
10 دیار آخرین

 » بیشتر بخوانید...
 قتل این خسته به شمشیر تو تقدیر نبود
 ای باغبان ای باغبان آمد خزان آمد خزان
 تا ديدۀ من بر رخت ای سيمبر افتاد
 فلتر شکن
 آفتابا سوی مه رویان شدی
 بخش نخست
 بازشکستند خلق سلسله یا مسلمین
 عاشقان را آتشی وآنگه چه پنهان آتشی
 نازم ای سرو سهی قامت رعنای ترا
 در را كه محكم بر رویت می بندی

۴.۰
امتیاز: ۴.۰ | مجموع آراء: ۱

هر صبح از سلام تو آغاز میشوم
در ابتدای چشم تو پرواز میشوم

یک عمر در سکوت تو در بند مانده ام
یک روز از تمام تنت باز میشوم

بر دوره های تازۀ این ساعت غریب
در یاد های سبز تو تک تاز میشوم

از شوق های خستۀ دیروز ها دریغ
با حسرت همیشگی انباز میشوم

یک ابر در بهار دلم بغض بوده ام
صد رعد در خزان خود آواز میشوم

بیگانگی از آتش پرهیز ها نبود
کاین سان درون هستی خود راز میشوم

رازی نیازهای نهان نگفته ها
راز غمین فلسفۀ ناز میشوم

یکروز از صدای تو آواره گشته ام
عمریست با نیاز تو دمساز میشوم

هر روز با سلام تو . اینک همیشه ها
با یک امید تازه سرآغاز میشوم

10-12-2012


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *