+ - x
 » از همین شاعر
1 الا ای طوطی گویای اسرار
2 ببرد از من قرار و طاقت و هوش
3 مرحبا طایر فرخ پی فرخنده پیام
4 عمریست تا به راه غمت رو نهاده ایم
5 مرا چشمیست خون افشان ز دست آن کمان ابرو
6 عمر بگذشت به بی حاصلی و بوالهوسی
7 دو یار زیرک و از باده کهن دومنی
8 الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
9 درد ما را نیست درمان الغیاث
10 رسید مژده که ایام غم نخواهد ماند

 » بیشتر بخوانید...
 تردید
 پایم از عشق تو در سنگ آمدست
 گفتا برون شدی به تماشای ماه نو
 چون چراغ لاله سوزم در خیابان شما
 بال سحر
 تا این خرد خام تو، معیار بود
 فرار
 عشق را با گفت و با ایما چه کار
 حیرت حسنی است در طبع نگه پرورد ما
 سر ارادت ما و آستان حضرت دوست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

حسن تو همیشه در فزون باد
رویت همه ساله لاله گون باد
اندر سر ما خیال عشقت
هر روز که باد در فزون باد
هر سرو که در چمن درآید
در خدمت قامتت نگون باد
چشمی که نه فتنه تو باشد
چون گوهر اشک غرق خون باد
چشم تو ز بهر دلربایی
در کردن سحر ذوفنون باد
هر جا که دلیست در غم تو
بی صبر و قرار و بی سکون باد
قد همه دلبران عالم
پیش الف قدت چو نون باد
هر دل که ز عشق توست خالی
از حلقه وصل تو برون باد
لعل تو که هست جان حافظ
دور از لب مردمان دون باد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *