+ - x
 » از همین شاعر
1 من نه آن رندم که ترک شاهد و ساغر کنم
2 روزگاریست که ما را نگران می داری
3 بنفشه دوش به گل گفت و خوش نشانی داد
4 گرم از دست برخیزد که با دلدار بنشینم
5 گفتم ای سلطان خوبان رحم کن بر این غریب
6 هواخواه توام جانا و می دانم که می دانی
7 دمی با غم به سر بردن جهان یک سر نمی ارزد
8 بیا که رایت منصور پادشاه رسید
9 به جان پیر خرابات و حق صحبت او
10 دانی که چنگ و عود چه تقریر می کنند

 » بیشتر بخوانید...
 اگر امروز دلدارم درآید همچو دی خندان
 در کوچه سکوت دلش سخت خسته بود
 در رخ عشق نگر تا به صفت مرد شوی
 آن خواجه خوش لقا چه دارد
 مرهون بعثت
 حلقه
 معنی طاهاست صورت بای بسم الله را
 دلی کز تو سوزد چه باشد دوایش
 غلام همت والای بابه خارکشم
 خوش بنوشم تو اگر زهر نهی در جامم

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جمالت آفتاب هر نظر باد
ز خوبی روی خوبت خوبتر باد
همای زلف شاهین شهپرت را
دل شاهان عالم زیر پر باد
کسی کو بسته زلفت نباشد
چو زلفت درهم و زیر و زبر باد
دلی کو عاشق رویت نباشد
همیشه غرقه در خون جگر باد
بتا چون غمزه ات ناوک فشاند
دل مجروح من پیشش سپر باد
چو لعل شکرینت بوسه بخشد
مذاق جان من ز او پرشکر باد
مرا از توست هر دم تازه عشقی
تو را هر ساعتی حسنی دگر باد
به جان مشتاق روی توست حافظ
تو را در حال مشتاقان نظر باد


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *