+ - x
 » از همین شاعر
1 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
2 زین خوش رقم که بر گل رخسار می کشی
3 طالع اگر مدد دهد دامنش آورم به کف
4 غم زمانه که هیچش کران نمی بینم
5 خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم
6 بگرفت کار حسنت چون عشق من کمالی
7 بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
8 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
9 بهار و گل طرب انگیز گشت و توبه شکن
10 صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی

 » بیشتر بخوانید...
 بیستم
 گر چه تو نیم شب رسیدستی
 برو ای عشق که تا شحنه خوبان شده ای
 روزی ست خوش و هوا نه گرم است و نه سرد
 ز بزم وصل ، خواهشهای بیجا می برد ما را
 جمله یاران تو سنگند و توی مرجان چرا؟
 ساقی زان می که می چریدند
 زین دو هزاران من و ما ای عجبا من چه منم
 تا نفس های تو اینگونه وزیدن دارد
 فدیتک یا ذا الوحی آیاته تتری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

میر من خوش می روی کاندر سر و پا میرمت
خوش خرامان شو که پیش قد رعنا میرمت
گفته بودی کی بمیری پیش من تعجیل چیست
خوش تقاضا می کنی پیش تقاضا میرمت
عاشق و مخمور و مهجورم بت ساقی کجاست
گو که بخرامد که پیش سروبالا میرمت
آن که عمری شد که تا بیمارم از سودای او
گو نگاهی کن که پیش چشم شهلا میرمت
گفته لعل لبم هم درد بخشد هم دوا
گاه پیش درد و گه پیش مداوا میرمت
خوش خرامان می روی چشم بد از روی تو دور
دارم اندر سر خیال آن که در پا میرمت
گر چه جای حافظ اندر خلوت وصل تو نیست
ای همه جای تو خوش پیش همه جا میرمت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *