+ - x
 » از همین شاعر
1 ما نگوییم بد و میل به ناحق نکنیم
2 به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم
3 اگر به باده مشکین دلم کشد شاید
4 خلوت گزیده را به تماشا چه حاجت است
5 رونق عهد شباب است دگر بستان را
6 از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
7 نکته ای دلکش بگویم خال آن مه رو ببین
8 شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
9 دیگر ز شاخ سرو سهی بلبل صبور
10 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت

 » بیشتر بخوانید...
 عشق جز دولت و عنایت نیست
 ای دلربا بدست تو اين دلربا خوشست
 سماع چیست ز پنهانیان دل پیغام
 زنده گی
 دزدیده چون جان می روی اندر میان جان من
 ز اول بامداد سر مستی
 ز پیری یاد دارم این دو اندرز
 یکی که تازه مسلمان شد
 از خون دل نوشتم نزدیک دوست نامه
 نقش بند جان که جان ها جانب او مایلست

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای غایب از نظر به خدا می سپارمت
جانم بسوختی و به دل دوست دارمت
تا دامن کفن نکشم زیر پای خاک
باور مکن که دست ز دامن بدارمت
محراب ابرویت بنما تا سحرگهی
دست دعا برآرم و در گردن آرمت
گر بایدم شدن سوی هاروت بابلی
صد گونه جادویی بکنم تا بیارمت
خواهم که پیش میرمت ای بی وفا طبیب
بیمار بازپرس که در انتظارمت
صد جوی آب بسته ام از دیده بر کنار
بر بوی تخم مهر که در دل بکارمت
خونم بریخت و از غم عشقم خلاص داد
منت پذیر غمزه خنجر گذارمت
می گریم و مرادم از این سیل اشکبار
تخم محبت است که در دل بکارمت
بارم ده از کرم سوی خود تا به سوز دل
در پای دم به دم گهر از دیده بارمت
حافظ شراب و شاهد و رندی نه وضع توست
فی الجمله می کنی و فرو می گذارمت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *