+ - x
 » از همین شاعر
1 طایر دولت اگر باز گذاری بکند
2 دیدی ای دل که غم عشق دگربار چه کرد
3 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
4 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
5 من که باشم که بر آن خاطر عاطر گذرم
6 کنار آب و پای بید و طبع شعر و یاری خوش
7 گر چه بر واعظ شهر این سخن آسان نشود
8 مرا مهر سیه چشمان ز سر بیرون نخواهد شد
9 دل ما به دور رویت ز چمن فراغ دارد
10 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست

 » بیشتر بخوانید...
 روی تو چون روی مار خوی تو زهر قدید
 وطن
 خم نیرنگ
 آه چه بی رنگ و بی نشان که منم
 امروز خندانیم و خوش کان بخت خندان می رسد
 باغ
 گرد راه
 مرا تو گوش گرفتی همی کشی به کجا
 سخت خوش است چشم تو و آن رخ گلفشان تو
 دلا مکن بجهان کار و بار هوس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت
روی مه پیکر او سیر ندیدیم و برفت
گویی از صحبت ما نیک به تنگ آمده بود
بار بربست و به گردش نرسیدیم و برفت
بس که ما فاتحه و حرز یمانی خواندیم
وز پی اش سوره اخلاص دمیدیم و برفت
عشوه دادند که بر ما گذری خواهی کرد
دیدی آخر که چنین عشوه خریدیم و برفت
شد چمان در چمن حسن و لطافت لیکن
در گلستان وصالش نچمیدیم و برفت
همچو حافظ همه شب ناله و زاری کردیم
کای دریغا به وداعش نرسیدیم و برفت


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *