+ - x
 » از همین شاعر
1 عشق تو نهال حیرت آمد
2 نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد
3 قسم به حشمت و جاه و جلال شاه شجاع
4 سلام الله ما کر اللیالی
5 روزگاریست که ما را نگران می داری
6 بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
7 ای قصه بهشت ز کویت حکایتی
8 آن کس که به دست جام دارد
9 سحرگاهان که مخمور شبانه
10 ای پیک راستان خبر یار ما بگو

 » بیشتر بخوانید...
 تا شدم بيخبر از نام و نشان
 تا بود در عشق آن دلبر گرفتاری مرا
 مرا اگر تو نخواهی منت به جان خواهم
 چند بوسه وظیفه تعیین کن
 می رسد بوی جگر از دو لبم
 بیا و نعره بزن
 اگر این مکتب است و این ملا
 شبانه
 الا ای جان جان جان چو می بینی چه می پرسی
 خوش خرامان می روی ای جان جان بی من مرو *

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

جز آستان توام در جهان پناهی نیست
سر مرا بجز این در حواله گاهی نیست
عدو چو تیغ کشد من سپر بیندازم
که تیغ ما بجز از ناله ای و آهی نیست
چرا ز کوی خرابات روی برتابم
کز این به هم به جهان هیچ رسم و راهی نیست
زمانه گر بزند آتشم به خرمن عمر
بگو بسوز که بر من به برگ کاهی نیست
غلام نرگس جماش آن سهی سروم
که از شراب غرورش به کس نگاهی نیست
مباش در پی آزار و هر چه خواهی کن
که در شریعت ما غیر از این گناهی نیست
عنان کشیده رو ای پادشاه کشور حسن
که نیست بر سر راهی که دادخواهی نیست
چنین که از همه سو دام راه می بینم
به از حمایت زلفش مرا پناهی نیست
خزینه دل حافظ به زلف و خال مده
که کارهای چنین حد هر سیاهی نیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *