+ - x
 » از همین شاعر
1 ای خونبهای نافه چین خاک راه تو
2 سحر چون خسرو خاور علم بر کوهساران زد
3 کرشمه ای کن و بازار ساحری بشکن
4 بیا و کشتی ما در شط شراب انداز
5 چو گل هر دم به بویت جامه در تن
6 آن که از سنبل او غالیه تابی دارد
7 ای خرم از فروغ رخت لاله زار عمر
8 سرم خوش است و به بانگ بلند می گویم
9 جمالت آفتاب هر نظر باد
10 بوی خوش تو هر که ز باد صبا شنید

 » بیشتر بخوانید...
 نیستی عاشق ای جلف شکم خوار گدای
 جز آستان توام در جهان پناهی نیست
 جانا بیار باده و بختم تمام کن
 فلتر شکن
 نشسته ای سر سنگی
 ای سينه ات بسان گل نسترن سفيد
 رهروان روز
 این طریق دارهم یا سندی و سیدی
 نگرید مرد از رنج و غم و درد
 شهر پر بيگانه شد يک آشنا رويی نماند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالیست
مردم دیده ز لطف رخ او در رخ او
عکس خود دید گمان برد که مشکین خالیست
می چکد شیر هنوز از لب همچون شکرش
گر چه در شیوه گری هر مژه اش قتالیست
ای که انگشت نمایی به کرم در همه شهر
وه که در کار غریبان عجبت اهمالیست
بعد از اینم نبود شائبه در جوهر فرد
که دهان تو در این نکته خوش استدلالیست
مژده دادند که بر ما گذری خواهی کرد
نیت خیر مگردان که مبارک فالیست
کوه اندوه فراقت به چه حالت بکشد
حافظ خسته که از ناله تنش چون نالیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *