+ - x
 » از همین شاعر
1 آه! ای پیک دل انگیز بهار
2 سالها پیش، خاطر رنجور
3 گر چه با اینهمه خوبی سر و کار تو نبود
4 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
5 من به رغم دل بی مهر تو دلدار گرفتم
6 رفیق اهل دل و یار محرمی دارم
7 برگریزان دلم را نوبهاری آرزوست
8 نغمه ی روسبی
9 رفتیم و کس نگفت ز یاران که یار کو؟
10 سرود نان

 » بیشتر بخوانید...
 ناآمده سیل تر شدستیم
 تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
 سه کنجی اتاق
 چون نیست مقام ما در این دهر مقیم
 کیست کز راه تو چون خاشاک بردارد مرا
 حجاب چهره جان می شود غبار تنم
 هین که آمد به سر کوی تو مجنون دگر
 چنان پیچیده توفان سرشکم کوه و هامون را
 در عالمی که با خود رنگی نبود ما را
 سپاه صبح زد از ماه خیمه تا ماهی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

سرود نان

مطرب دوره گرد باز آمد
نغمه زد ساز نغمه پردازش
سوز آوازه خوان دف در دست
شد هماهنگ ناله سازش
ای کوبان و دست افشان شد
دلقک جامه سرخ چهره سیاه
شیزی ز جمع بستاند
سر خویش بر گرفت کلاه
گرم شد با ادا و شوخی ی او
رامشگران بازاری
چشمکی زد به دختری طناز
خنده یی زد به شیخ دستاری
کودکان را به سوی خویش کشید
که : بهار است و عید می اید
مقدم فرخ است و فیروز است
شادی از من پدید می اید
این منم، پی نوبهار منم
که به شادی سرود می خوانم
لیک، آهسته، نغمه اش می گفت
که نه از شادیم پی نانم
مطرب دوره گرد رفت و، هنوز
نغمه یی خوش به یاد دارم از او
می دوم سوی ساز کهنه ی خویش
که همان نغمه را برآرم از او



دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *