+ - x
 » از همین شاعر
1 مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
2 دل سراپرده محبت اوست
3 یا رب سببی ساز که یارم به سلامت
4 هر آن کو خاطر مجموع و یار نازنین دارد
5 مژده ای دل که دگر باد صبا بازآمد
6 پیش از اینت بیش از این اندیشه عشاق بود
7 عید است و آخر گل و یاران در انتظار
8 شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
9 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
10 مقام امن و می بی غش و رفیق شفیق

 » بیشتر بخوانید...
 چون زخمه رجا را بر تار می کشانی
 دستگیری پدرانه یا مردسالاری تجربی
 اتحاد و اتفاق
 چو گل هر دم به بویت جامه در تن
 آن خواجه خوش لقا چه دارد
 باران شرر ز ابر بصر لرزد و ريزد
 تلک
 تا چند کنیم از تو قناعت به نگاهی
 ما می نرویم ای جان زین خانه دگر جایی
 آخر مراعاتی بکن مر بی دلان را ساعتی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

آن پیک نامور که رسید از دیار دوست
آورد حرز جان ز خط مشکبار دوست
خوش می دهد نشان جلال و جمال یار
خوش می کند حکایت عز و وقار دوست
دل دادمش به مژده و خجلت همی برم
زین نقد قلب خویش که کردم نثار دوست
شکر خدا که از مدد بخت کارساز
بر حسب آرزوست همه کار و بار دوست
سیر سپهر و دور قمر را چه اختیار
در گردشند بر حسب اختیار دوست
گر باد فتنه هر دو جهان را به هم زند
ما و چراغ چشم و ره انتظار دوست
کحل الجواهری به من آر ای نسیم صبح
زان خاک نیکبخت که شد رهگذار دوست
ماییم و آستانه عشق و سر نیاز
تا خواب خوش که را برد اندر کنار دوست
دشمن به قصد حافظ اگر دم زند چه باک
منت خدای را که نیم شرمسار دوست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *