+ - x
 » از همین شاعر
1 روزگاریست که ما را نگران می داری
2 ای که مهجوری عشاق روا می داری
3 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
4 ای که در کوی خرابات مقامی داری
5 مخمور جام عشقم ساقی بده شرابی
6 سلام الله ما کر اللیالی
7 انت روائح رند الحمی و زاد غرامی
8 بیا با ما مورز این کینه داری
9 لبش می بوسم و در می کشم می
10 یا مبسما یحاکی درجا من اللالی

 » بیشتر بخوانید...
 اسفا لقلبی یوما هجرالحبیب داری
 چون خون نخسپد خسروا چشمم کجا خسپد مها
 کاشکی من هم به دنیا خانه ای می داشتم
 اين بود خواهش يگانهٔ ما
 سیزدهم
 چون نیست ز هر چه هست جز باد بدست
 بس که دارد ناتوانی نبض احوال مرا
 ای بمرده هر چه جان در پای او
 ای دل چو نمی گردد در شرح زبان من
 رَستم ازین نفس و هوا، زنده بلا مُرده بلا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

منم که گوشه میخانه خانقاه من است
دعای پیر مغان ورد صبحگاه من است
گرم ترانه چنگ صبوح نیست چه باک
نوای من به سحر آه عذرخواه من است
ز پادشاه و گدا فارغم بحمدالله
گدای خاک در دوست پادشاه من است
غرض ز مسجد و میخانه ام وصال شماست
جز این خیال ندارم خدا گواه من است
مگر به تیغ اجل خیمه برکنم ور نی
رمیدن از در دولت نه رسم و راه من است
از آن زمان که بر این آستان نهادم روی
فراز مسند خورشید تکیه گاه من است
گناه اگر چه نبود اختیار ما حافظ
تو در طریق ادب باش و گو گناه من است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *