+ - x
 » از همین شاعر
1 تا ز میخانه و می نام و نشان خواهد بود
2 خوش آمد گل وز آن خوشتر نباشد
3 شراب تلخ می خواهم که مردافکن بود زورش
4 سحر بلبل حکایت با صبا کرد
5 زهی خجسته زمانی که یار بازآید
6 حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت
7 گلبن عیش می دمد ساقی گلعذار کو
8 صحن بستان ذوق بخش و صحبت یاران خوش است
9 ز دلبرم که رساند نوازش قلمی
10 یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست

 » بیشتر بخوانید...
 ای خواجه بفرما به کی مانم به کی مانم
 شعر های مصطفا هزاره
 چندانکه خواهی جنگ کن یا گرم کن تهدید را
 ساقی این جا هست ای مولا بلی
 کور خواندی
 ز آفتاب سعادت مرا شراباتست
 بانگی عجب از آسمان در می رسد هر ساعتی
 جرمی ندارم بیش از این کز دل هوا دارم تو را
 دگربار دگربار ز زنجیر بجستم
 نخل امید

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

اگر چه باده فرح بخش و باد گل بیز است
به بانگ چنگ مخور می که محتسب تیز است
صراحی ای و حریفی گرت به چنگ افتد
به عقل نوش که ایام فتنه انگیز است
در آستین مرقع پیاله پنهان کن
که همچو چشم صراحی زمانه خون ریز است
به آب دیده بشوییم خرقه ها از می
که موسم ورع و روزگار پرهیز است
مجوی عیش خوش از دور باژگون سپهر
که صاف این سر خم جمله دردی آمیز است
سپهر برشده پرویزنیست خون افشان
که ریزه اش سر کسری و تاج پرویز است
عراق و فارس گرفتی به شعر خوش حافظ
بیا که نوبت بغداد و وقت تبریز است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *