+ - x
 » از همین شاعر
1 به دور لاله قدح گیر و بی ریا می باش
2 ای روی ماه منظر تو نوبهار حسن
3 مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو
4 ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه
5 بنال بلبل اگر با منت سر یاریست
6 ساقی بیا که شد قدح لاله پر ز می
7 عیب رندان مکن ای زاهد پاکیزه سرشت
8 به جان او که گرم دسترس به جان بودی
9 چه لطف بود که ناگاه رشحه قلمت
10 تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد

 » بیشتر بخوانید...
 به چشم کرده ام ابروی ماه سیمایی
 زمستان
 آید هر دم رسول از طرف شهر یار
 از جهت ره زدن راه درآرد مرا
 در میان عاشقان عاقل مبا
 ایدل همه اسباب جهان خواسته گیر
 اگر امشب بر من باشی و خانه نروی
 جان خراباتی و عمر بهار
 دل سراپرده محبت اوست
 فرق کيوان پايمالم شد چو پوشيدم پلاس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

المنۀ لله که در میکده باز است
زان رو که مرا بر در او روی نیاز است
خم ها همه در جوش و خروشند ز مستی
وان می که در آن جاست حقیقت نه مجاز است
از وی همه مستی و غرور است و تکبر
وز ما همه بیچارگی و عجز و نیاز است
رازی که بر غیر نگفتیم و نگوییم
با دوست بگوییم که او محرم راز است
شرح شکن زلف خم اندر خم جانان
کوته نتوان کرد که این قصه دراز است
بار دل مجنون و خم طره لیلی
رخساره محمود و کف پای ایاز است
بردوخته ام دیده چو باز از همه عالم
تا دیده من بر رخ زیبای تو باز است
در کعبه کوی تو هر آن کس که بیاید
از قبله ابروی تو در عین نماز است
ای مجلسیان سوز دل حافظ مسکین
از شمع بپرسید که در سوز و گداز است


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *