+ - x
 » از همین شاعر
1 صوفی گلی بچین و مرقع به خار بخش
2 با مدعی مگویید اسرار عشق و مستی
3 اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش
4 ای که بر ماه از خط مشکین نقاب انداختی
5 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
6 روی تو کس ندید و هزارت رقیب هست
7 دارم امید عاطفتی از جناب دوست
8 دارم از زلف سیاهش گله چندان که مپرس
9 لبش می بوسم و در می کشم می
10 دلا رفیق سفر بخت نیکخواهت بس

 » بیشتر بخوانید...
 تموزباره
 شب شکستن فانوس
 ای تو ز خوبی خویش آینه را مشتری
 من چنینم او چنان اما چنینی همچنان
 تشنه خویش کن مده آبم
 تو کیی در این ضمیرم که فزونتر از جهانی
 روی تو به رنگریز کان ماند
 آهنگ عاشقانه
 پیش توانگرمنشان ، پهلوی لاغر مگشا
 عروس

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تا سر زلف تو در دست نسیم افتادست
دل سودازده از غصه دو نیم افتادست
چشم جادوی تو خود عین سواد سحر است
لیکن این هست که این نسخه سقیم افتادست
در خم زلف تو آن خال سیه دانی چیست
نقطه دوده که در حلقه جیم افتادست
زلف مشکین تو در گلشن فردوس عذار
چیست طاووس که در باغ نعیم افتادست
دل من در هوس روی تو ای مونس جان
خاک راهیست که در دست نسیم افتادست
همچو گرد این تن خاکی نتواند برخاست
از سر کوی تو زان رو که عظیم افتادست
سایه قد تو بر قالبم ای عیسی دم
عکس روحیست که بر عظم رمیم افتادست
آن که جز کعبه مقامش نبد از یاد لبت
بر در میکده دیدم که مقیم افتادست
حافظ گمشده را با غمت ای یار عزیز
اتحادیست که در عهد قدیم افتادست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *