+ - x
 » از همین شاعر
1 بی تو ای سرو روان با گل و گلشن چه کنم
2 ای صبا گر بگذری بر ساحل رود ارس
3 آن سیه چرده که شیرینی عالم با اوست
4 صبح است و ژاله می چکد از ابر بهمنی
5 چندان که گفتم غم با طبیبان
6 چو باد عزم سر کوی یار خواهم کرد
7 نوبهار است در آن کوش که خوشدل باشی
8 شراب بی غش و ساقی خوش دو دام رهند
9 ای هدهد صبا به سبا می فرستمت
10 ای دل گر از آن چاه زنخدان به درآیی

 » بیشتر بخوانید...
 ای عاشقان ای عاشقان پیمانه را گم کرده ام
 با صد هزار دستان آمد خیال یاری
 گلوی شوق
 مرغ اندیشه که اندر همه دل ها بپری
 چه دانستم که این سودا مرا زین سان کند مجنون
 بیا بیا که چو آب حیات درخوردی
 در خرابات مغان گر گذر افتد بازم
 سحر این دل من ز سودا چه می شد
 جمالت آفتاب هر نظر باد
 واژه ی منفی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
که به پیمانه کشی شهره شدم روز الست
من همان دم که وضو ساختم از چشمه عشق
چارتکبیر زدم یک سره بر هر چه که هست
می بده تا دهمت آگهی از سر قضا
که به روی که شدم عاشق و از بوی که مست
کمر کوه کم است از کمر مور این جا
ناامید از در رحمت مشو ای باده پرست
بجز آن نرگس مستانه که چشمش مرساد
زیر این طارم فیروزه کسی خوش ننشست
جان فدای دهنش باد که در باغ نظر
چمن آرای جهان خوشتر از این غنچه نبست
حافظ از دولت عشق تو سلیمانی شد
یعنی از وصل تواش نیست بجز باد به دست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *