+ - x
 » از همین شاعر
1 صلاح از ما چه می جویی که مستان را صلا گفتیم
2 دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود
3 در عهد پادشاه خطابخش جرم پوش
4 تاب بنفشه می دهد طره مشک سای تو
5 آن ترک پری چهره که دوش از بر ما رفت
6 ساقی حدیث سرو و گل و لاله می رود
7 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
8 ای که در کوی خرابات مقامی داری
9 مطرب عشق عجب ساز و نوایی دارد
10 ابر آذاری برآمد باد نوروزی وزید

 » بیشتر بخوانید...
 به قرار تو او رسد که بود بی قرار تو
 چشم از پی آن باید تا چیز عجب بیند
 ببين به خرقه ام هرجا بود نشان شراب
 با یک خبر داغ چراغان شده ای باز
 بمیرید، بمیرید، درین عشق بمیرید
 در پیکر من سیخ و جگر می روید
 نازنینم ! مهربانم خوب می دانم
 لبالب خمم کو می آشام يا هو؟
 ای شاهد سیمین ذقن درده شرابی همچو زر
 گهی پرده سوزی، گهی پرده داری

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
چیست یاران طریقت بعد از این تدبیر ما
ما مریدان روی سوی قبله چون آریم چون
روی سوی خانه خمار دارد پیر ما
در خرابات طریقت ما به هم منزل شویم
کاین چنین رفته ست در عهد ازل تقدیر ما
عقل اگر داند که دل دربند زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پی زنجیر ما
روی خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیر ما
با دل سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آه آتشناک و سوز سینه شبگیر ما
تیر آه ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جان خود پرهیز کن از تیر ما


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *