+ - x
 » از همین شاعر
1 بیا با ما مورز این کینه داری
2 ای قبای پادشاهی راست بر بالای تو
3 معاشران گره از زلف یار باز کنید
4 ما را ز خیال تو چه پروای شراب است
5 دیر است که دلدار پیامی نفرستاد
6 ما ز یاران چشم یاری داشتیم
7 در ازل هر کو به فیض دولت ارزانی بود
8 شهریست پرظریفان و از هر طرف نگاری
9 ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالیست
10 در نهانخانه عشرت صنمی خوش دارم

 » بیشتر بخوانید...
 مطربا این پرده زن کز رهزنان فریاد و داد
 سکوت سرد و سیاه
 شاه ما بی ما به ما همخانگی ها می کند
 امروز مستان را نگر در مست ما آویخته
 آمد خیال آن رخ چون گلستان تو
 های فقر آلوده گان آن گنج باد آورد کو؟
 من که از آتش دل چون خم می در جوشم
 می شدی غافل ز اسرار قضا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می خسبد و همخانه کیست
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه کیست
می دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه کیست
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *