+ - x
 » از همین شاعر
1 ای پادشه خوبان داد از غم تنهایی
2 روی بنما و مرا گو که ز جان دل برگیر
3 معاشران گره از زلف یار باز کنید
4 گفتم غم تو دارم گفتا غمت سر آید
5 چو بشنوی سخن اهل دل مگو که خطاست
6 نسیم باد صبا دوشم آگهی آورد
7 درد عشقی کشیده ام که مپرس
8 شراب و عیش نهان چیست کار بی بنیاد
9 خواب آن نرگس فتان تو بی چیزی نیست
10 صوفی از پرتو می راز نهانی دانست

 » بیشتر بخوانید...
 دختر و بهار
 سحرگاهان که مخمور شبانه
 گرم درآ و دم مده باده بیار و غم ببر
 چه دیدم خواب شب کامروز مستم
 لجکنن اغلن هی بزه کلکل
 سینه مالامال درد است ای دریغا مرهمی
 خاکی که به زیر پای هر نادانی است
 مطلب طاعت و پیمان و صلاح از من مست
 جبر انتخابی

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه کیست
جان ما سوخت بپرسید که جانانه کیست
حالیا خانه برانداز دل و دین من است
تا در آغوش که می خسبد و همخانه کیست
باده لعل لبش کز لب من دور مباد
راح روح که و پیمان ده پیمانه کیست
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
بازپرسید خدا را که به پروانه کیست
می دهد هر کسش افسونی و معلوم نشد
که دل نازک او مایل افسانه کیست
یا رب آن شاهوش ماه رخ زهره جبین
در یکتای که و گوهر یک دانه کیست
گفتم آه از دل دیوانه حافظ بی تو
زیر لب خنده زنان گفت که دیوانه کیست


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *