+ - x
 » از همین شاعر
1 قاصدک ها
2 ماسک
3 شاعران راست می گویند
4 در فاصله ی دردناک آب، میان قاره ها
5 بیرون از عریانی
6 فقط و فقط تو را
7 مرگ
8 زمان
9 شعری که نخواستی مال تو باشد
10 گنج

 » بیشتر بخوانید...
 نیما غم دل گو که غریبانه بگرییم
 شکایت ها همی کردی که بهمن برگ ریز آمد
 مگر، ای بهتر از جان! امشب از من بهتری دیدی
 به دورم رشتهء الفت چنان دلدار می تابد
 ای زیان و ای زیان و ای زیان
 بامدادان که ز خلوتگه کاخ ابداع
 جام پر کن ساقیا آتش بزن اندر غمان
 برو برو که به بز لایق است بزغاله
 جان من جان تو جانت جان من
 این کوزه چو من عاشق زاری بوده است

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دو گوشه ی لب این ماسک را
روی صورتت،عزیز من
چه کسی پاره کرده است؟
هیچ کس نداند من و تو که می دانیم
زندگی چقدر زیباست!
زندگی زیباست حتا
آنگاه که انگشتانمان می چکند
و سرطان روح
روی صورتمان ماسک می کشد.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *