+ - x
 » از همین شاعر
1 بیرون از عریانی
2 تعادل
3 شاعران راست می گویند
4 فقط و فقط تو را
5 مرگ
6 گنج
7 در فاصله ی دردناک آب، میان قاره ها
8 رقص چوب ها
9 حق با پدر بود
10 شعری که نخواستی مال تو باشد

 » بیشتر بخوانید...
 نیلوفر
 دلبر بیگانه صورت مهر دارد در نهان
 چون ز صورت برتر آمد آفتاب و اخترم
 مسلمان را همین عرفان و ادراک
 هرچند ز دست تو خراب است دل ما
 آن که پامال جفا کرد چو خاک راهم
 واقعه ای بدیده ام لایق لطف و آفرین
 بوقلمون چند از انکار تو
 هر نکته ای که گفتم در وصف آن شمایل
 هر چند لحظه لحظه دلش شور می زند

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

دست روی شکمم می گذارم
حجم انگشتانم تغییر می کنند
میان سینه ام چیزی دوباره قوغ می شود
و شیر از نوک سینه هایم سر می رود
آنگاه سه کنجی اتاق می بیند
وزن "بی تویی" را روی شکمم
عشقی که به وسعت دنیایم نبود
برای هر زنی کوه شود
برای من تکیه نمی شود


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *