+ - x
 » از همین شاعر
1 شکر خدا
2 در تنور فاصله
3 بی تویی
4 جهنم در جزیره
5 چراغ اندیش
6 گلاویز با خود
7 تلخ و شیرین
8 بین دو بیداری
9 اضطراب آیینه
10 یک ناگهان

 » بیشتر بخوانید...
 عاشق شو و عاشق شو بگذار زحیری
 چونک جمال حسن تو اسب شکار زین کند
 به حق آنک بخواندی مرا ز گوشه بام
 سر بکش سر بکش
 ای دل به کجایی تو آگاه هیی یا نه
 عشق هرجا شوید از دلها غبار رنگ را
 ای در رخ تو پیدا انوار پادشاهی
 برون شو ای غم از سینه که لطف یار می آید
 زبن وجودی کز عدم شرمنده می گیرد مرا
 تبعیدگاه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

بر پنجره ی شکسته ی تاریخ
جز نقش بخون شسته ی دندان گرگ، نیست
رعد دوباه خواهد غرید
گرگ دوباره مست خواهد شد
شبان دوباره خواهد خفت
بره ها!
پنجره همان پنجره است.
گرگ باید شد...


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *