+ - x
 » از همین شاعر
1 دگراندیش
2 دو بن بست
3 لحظه های گم شده
4 پاندول ساعت
5 فرا انتظاری
6 فاصله، معنی دیگر شب
7 از شب تا فردا
8 ناآشتی
9 بیتویی های من
10 دیوانه یی در من

 » بیشتر بخوانید...
 کیستم من
 مسلم آمد یار مرا دل افروزی
 به رنگ غنچه سودای خطت پیچیده دلها را
 نزیبد پرده فانوس دیگر شمع سودا را
 به کوی میکده یا رب سحر چه مشغله بود
 ما شبی دست برآریم و دعایی بکنیم
 ساعتی خندید با خود از دم ِ یك روسپی
 خوش می گریزی هر طرف از حلقه ما نی مکن
 اگر زهر است اگر شکر چه شیرین است بی خویشی
 نگر خود را بچشم محرمانه

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

در فصل سرد فاصله و
درد ِ گریه سوز
نقاش یادهای تو
بر شانه های من
تصویر دست های ترا
می کشد هنوز


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *