+ - x
 » از همین شاعر
1 بیتویی های من
2 خودکاوی
3 از شب تا فردا
4 فرار
5 ناآشتی
6 پگاه
7 شب و هذیان و تنهایی
8 نارسیده به سکوت
9 تاریخ تلخ
10 اضطراب آیینه

 » بیشتر بخوانید...
 تزویر
 آه چه دیوانه شدم در طلب سلسله ای
 تا کی گریزی از اجل در ارغوان و ارغنون
 تو دوش رهیدی و شب دوش رهیدی
 دعوای قانونی
 بارون
 خانه متروک
 تبسم ریز لعلش گر نشان پرسد غبارم را
 بی دولت عشق زندگانی نفسی ست
 کی بود سیری ز ناز آن نرگس خودکام را

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تو در آن سوی تنهایی و من این سوی دیوارم
به قدر یک کُهستان بی کسی، فریاد تکرارم

نمی خوابم، غمی بر شانه هایم اسپ می راند
تمام شب کنار زخم های خویش بیدارم

قفس می گردد امشب سایه ها در خلوت دردم
صدایت می کنم، دیوار می افتد، می انگارم،

ز جنس عشق ابلیسی ست در من سر می افرازد
بزن آتش، خدای عشق! من دوزخ –سزاوارم

میان رگ رگ من شعله و باروت می رقصند
عبورم کن خلیل عشق! من آتش نگهدارم

نفس می پژمرَد بی تو، تماشایی ست درد من
صدای ناله ی خاموش مردی برسرِ دارم


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *