+ - x
 » از همین شاعر
1 آنسوی اضطراب
2 در میان دو تهی
3 بیتویی های من
4 گلاویز با خود
5 اضطراب آیینه
6 دیوانه یی در من
7 تقلا در تهی
8 من و زندگی
9 یک اتفاق ساده
10 خودکاوی

 » بیشتر بخوانید...
 ای میرآب بگشا آن چشمه روان را
 بسيار کنج و کاو مکن اختيار نيست
 ما دو سه مست خلوتی جمع شدیم این طرف
 چو آن کان کرم ما را شکارست
 گهی پرده سوزی، گهی پرده داری
 تعویذ
 ای ساکن جان من آخر به کجا رفتی
 واژه ی منفی
 مار کر

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

ای کاش مهربانی دریا شوم شبی
چون رقص آب در رگ صحرا شوم شبی

گرداب انتظارم و ای کاش در خودم
با گامهای سبز ِ تو فردا شوم شبی

آیینه ام که زشت شدم بی تو، می شود؟
با خنده های گرم تو زیبا شوم شبی؟

ای کاش در سیاهی چشم تو ناپدید،
در روشنای دست تو پیدا شوم شبی

چون خط استوار ِ موازی، که چه؟ بیا،
تا با تو عاشقانه چلیپا شوم شبی

مصلوبِ درد فاصله گشتم به نام عشق
گفتم به این بهانه مسیحا شوم شبی

چون خط سومم، که نه خود خوانم و نه غیر
ای عشق چاره کن! خط خوانا شوم شبی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *