+ - x
 » از همین شاعر
1 در میان دو تهی
2 عشق یعنی
3 شکر خدا
4 جنگجوی پیر
5 از شب تا فردا
6 حالا و همیشه
7 بی دروغ
8 جهنم در جزیره
9 در ازدحام درد
10 من و زندگی

 » بیشتر بخوانید...
 با دل گفتم چرا چنینی
 دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما
 هرکجا تسلیم بندد بر میان شمشیر را
 وقتی خدا بهشت مرا آفریده بود
 ای دیده راست راست دیده
 جانا بیار باده و بختم تمام کن
 به جان پاک تو ای معدن سخا و وفا
 گرم سیم و درم بودی مرا مونس چه کم بودی
 صوفیان آمدند از چپ و راست
 یا عاشقین المقصد سیحوا الی ما ترشدوا

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

تقدیم به قربانیان شهر میمنه


شهرِ قربانی
چشم های بیگناه ِ بره ها
آی ابراهیم!
مگر خدا فراموشت کرد
اینبار گلوی پسرت را بریدی
عیدت مبارک
به خدا رسیدی


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *