+ - x
 » از همین شاعر
1 فاصله، معنی دیگر شب
2 یک اتفاق ساده
3 مرور یک گرداب
4 پگاه
5 پاندول ساعت
6 جهنم در جزیره
7 من و زندگی
8 انسان نامریی
9 شب و هذیان و تنهایی
10 خواب ناتکرار

 » بیشتر بخوانید...
 به شکرخنده ببردی دل من
 اشک
 بیست و دوم
 نفس باد صبا مشک فشان خواهد شد
 گر یار لطیف و باوفایی
 گر چه افتاد ز زلفش گرهی در کارم
 سیگار
 از تجلی قصر جان از بهر جانان ساخته
 چند گریزی ای قمر هر طرفی ز کوی من
 افسانه تلخ

۰.۰
امتیاز: ۰.۰ | مجموع آراء: ۰

کسی دزدیده است از من، چراغ آفتابم را
غروبم می دهد دردی، بپوشان اضطرابم را:

به دوشم کوه ِ تنهایی، به لب نقاشی لبخند
بیا آیینه شو با من، بیا بشکن نقابم را

لحافم موجها و بالشم از صخره است امشب
به غارت برده توفان، لای لای رختخوابم را

نفس بشکسته ام، یک دشت تنهایی عطش دارم
بیا جاری کن ای باران! تو گرداب سرابم را

وطن گمگشته دریایم، که از ابری رها گشتم
کی می داند شکستِ قطره و درد حبابم را

***

و یک شب برگ برگ ناله ام را مرگ خواهد برد
و دیگر کس نخواهد خواند، الفبای کتابم را.


دیدگاه ها   پنهان نمودن

تا کنون دیدگاهی بر این سروده نوشته نشده است. برای نوشتن دیدگاه از فورم پایین استفاده نمایید.

 نام *
 سایت  
 پست الکترونیکی  
 *